امشب، شنبه، کوی امام علی(ع) حال و هوای دیگری داشت؛
حیاط خانه کودک و نوجوان شهرراز، پر بود از صدای طبل و زنجیرهایی که اینبار نه از هیأتهای بزرگ شهر، که از دلهای کوچک و پاک کودکان و نوجوانانی به گوش میرسید که با تمام وجود، عشق و ارادتشان را به اهلبیت(ع) فریاد میزدند.
به مناسبت دهه پایانی ماه صفر، مراسم عزاداری در خانه کودک و نوجوان شهرراز با حضور حمید گودرزی مدیرکل بهزیستی فارس، معاونین اداره کل، اعضای شورای راهبری بهزیستی فارس و سرپرست معاونت بهزیستی شهرستان شیراز برگزار شد؛ شبی که بیش از آنکه یک مراسم رسمی باشد، یک دورهمی صمیمانه و معنوی بود؛ دورهمیِ دلهایی که برای امام مهربانیها به هم پیوند خورده بودند.
صدای طبلها که بلند شد، بچهها زنجیرهایشان را به دست گرفتند و در کنار هم به عزاداری پرداختند. حلقههای کوچکشان شکل گرفت و صدای هماهنگ سینهزنیشان فضای خانه را پر کرد. هرکدام به شیوه خودشان عزادار بودند؛ یکی با زنجیر، یکی با سینهزنی و دیگری با زمزمهای آرام در گوشهای از جمع.
در میان این شور کودکانه، چهرههای کارکنان و مسئولان نیز رنگ دیگری داشت؛ گویی امشب همه آمده بودند تا فارغ از عنوان و جایگاه اداری، چند ساعتی را کنار فرزندان این خانه بگذرانند؛ کودکانی که شاید بیش از هر چیز، به همین بودنها، دیدهشدنها و در آغوش گرفتنهای بیدریغ نیاز دارند.
حمید گودرزی، مدیرکل بهزیستی فارس نیز در این مراسم در کنار بچهها حضور داشت و از نزدیک شاهد عزاداری و همراهی آنان بود؛ حضوری که برای بچهها معنای ساده اما عمیقی داشت: «امشب تنها نیستیم.»
فضای مراسم، معنوی و در عین حال سرشار از صمیمیت بود. صدای «یا حسین(ع)» بچهها در کنار نوای طبل و زنجیر، شب کوی امام علی(ع) را متفاوت کرده بود؛ شبی که شاید برای بسیاری از حاضران، یکی از ماندگارترین تصاویر دهه پایانی صفر باشد.
اینجا، در خانه کودک و نوجوان شهرراز، عزاداری فقط به اشک و نوحه ختم نمیشد؛
اینجا کودکان یاد میگرفتند که محبت به اهلبیت(ع)، یعنی با هم بودن، کنار هم ایستادن و دل به دل یکدیگر دادن.
و چه زیباست که در چنین شبی، خانهای که مأمن کودکان و نوجوانان است، برای ساعاتی به رنگ کربلا درآمد؛
با دستهای کوچکی که زنجیر میزدند،
با سینههایی که برای حسین(ع) میتپیدند،
و با دلهایی که شاید کوچک باشند، اما جایشان برای عشق، بزرگ است.
امشب در شهرراز، صدای بچهها بلندتر از همیشه بود؛ صدای کودکانی که حسین(ع) را با زبان ساده خودشان صدا میزدند و در یک شب معنوی، عشق و ارادتشان را به خاندان پیامبر(ص) به زیباترین شکل به تصویر کشیدند.

ارسال دیدگاه